it’s complicated

04/01/2011

چرا باید در انتهای بیست و هفت سالگی بفهمم که «هر کسی لیاقت احترام گذاشتن رو نداره» و این که «دوره و زمونه ای شده که باید و باید در وهله ی اول به فکر خودت و منافع شخصی خودت باشی» ؟؟؟ چرا اینقدر دیر؟؟؟

Advertisements

20 پاسخ to “it’s complicated”

  1. مسعود said

    هیچ وقت برای هیچ چیز دیر نیست!
    مولانا خواجه تجربه الدین آزاد

  2. مهسا said

    با قاطعيت مي گم كه درست نيست. تعادل بهترين حالته. نه روي ديگران اونقدر حساب كني( حالا هر كسي كه هست حتي همسر آدم) كه اگر كار خلاف انتظاري ازش ديدي بگي ديگه به هيچ كس احترام نمي گذارم و اعتماد نمي كنم و يا بدبين بشي و نه اونقدر خودت رو جدا ببيني و مستقل از همه ي آدمها كه روي آثار رفتار و حرفات فكر نكني و حساب كتاب از دستت در بره. تعادل بهترين راهه و عقل بهترين راهنما…شاد و موفق باشي

  3. چون زیادی با فرهنگی و فکر میکنی همه مثل خودتن و ممکن نیست از این موقعیت سوئ استفاده کنن. چون احترام تو ذهن آدمای کند ذهن جور دیگه ای تعبیر و تفسیر میشه. چون بهمون یاد دادن که باید بی چشمداشت دیگران رو محترم شمرد. چون اون ادمی که لیاقت احترام شما رو نداشت زودتر از شما به فکر منافع شخصیش افتاده و …

  4. مینا said

    من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که بعضیها لیقت احترام گذاشتن ندارن و وظیفه آدم میدونن بهشون احترام بذاری .
    متاسفانه هر کس به فکر خودشه . ولی من تا حالا نتونشتم اینطوری باشم

  5. زمان خوبی فهمیدی. دیر نشده . حالا می تونی یه عمر را با خیال راحت سپری کنی! البته توهر شرایطی حتما کسانی هستند که ما علیرعم همه ی دلزدگی هامون منافعشون را به تمام بودن وزندگی خودمون ترجیح می دیم چه رسد به منافع

  6. محمد امین عابدین said

    درود

    دلیلش اینه که آدم های آرمانگرایی مثل ما دنیا رو با معیارهای استثنایی خودشون باور دارند اما…

  7. ببخشید دوست عزیز
    شعر ابتدای وبلاگت به این صورت درست است
    هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

  8. یلدا said

    کیمیا جان شاید یکی از دلیلاش این باشه که زیادی به آدمها مثبت نگاه می کنیم و متاسفانه بیشتر آدمهای دور برمون لایه های زیادی دور خودشون پیچیده اند و تو موقعیت های مختلف هر کدوم از ین لایه ها برداشته می شه و شخصیت جدیدی برای ما آشکار می شه که دور از انتظار و شناخت قبلی ما بوده،که باعث می شه خیلی از ذهنیت ها عوض بشه و… شاید اگه به قول مهسا جان تعادل رو انتخاب کنیم کمتر اتفاق بیفته.

  9. سلام من آپم بیایید و بخونید ممنون.

  10. اردیبهشت عزیزم سلام خوبی؟ همیشه ذهن ما درگیر چرا ها میشود اما چرا باید هنوز برخی ها طوری رفتار کنند که گویی هیچ احترامی برای دیگران قائل نیستند مطلب کوتاهی نوشتم خوشحال میشم سر بزنی

  11. درغرفه دفترشعر جوان. نمایشگاه تخصصی کتاب خوزستان منتظر دیدارت هستیم.
    سالن خرمشهر. راهروی روبروی ورودی. سمت چپ. غرفه چهارم

  12. من در آخرین روزهای 29 سالگی، این رو خیلی وقته که فهمیدم، اما هنوز تلاش می کنم از مسیر کوچه ی علی چپ عبور کنم بلکه یه جایی به یکی برخوردم که دستمو بگیره بزور ببره،من که خودم دز توانم نیست،وهنوز تلاش می کنم این واقعیت رو نبینم و چیزهای بهتری ببینم، همونایی که برای دیدنش یه زمانی ،نیازی نبود از کوچه ی علی چپ رد بشی بلکه همه جا می دیدی

  13. ندا said

    معمولا آدما وقتی پا به سن میذارن خیلی چیزا رو می فهمن
    D:

  14. ندا said

    من که از اول رو سن بودم،
    منو ندیدی ؟؟

  15. اردیبشهت عزیزم ممنون از اینکه اومدی این پستت رو خیلی دوست داشتم همیشه فکر میکردم موسیقی زبان احساس است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: