از ساعت 8صبح شروع شد…

30/08/2010

یک دوست : «چطور می شه از کسالت و بیهودگی این روزها فرار کرد؟»

من : «به راحتی. صبح اول وقت با کارفرما دعوا کن تاحدی که اشکت در بیاد. تا آخراون روز تکلیفت مشخصه. مثل امروز من. بعضی وقت ها باید با چیزهای بیهوده اینجوری رفتار کنی که روشون کم بشه. ببخشید. جواب خوشحالتری نمی تونستم بهت بدم امروز.»

همین مکالمه مشخص می کنه که من از صبح ساعت 8 تا عصر، چه روز افتضاحی داشتم. رفتم خونه و کلی موسیقی کلاسیک گوش دادم. اعصابم خیلی بیشتر از این حرفها بهم ریخته بود. تا ساعت 8 کمی بیشتر سعی کردم ولی وقتی نتیجه ای ندیدم، شال و کلاه کردم و رفتم بازار. در طول مسیر همه اش حرفیکه کارفرما بهم زده بود توی سرم تکرار می شد. دیدم دارم وقتم رو تلف می کنم، تاکسی گرفتم و برگشتم خونه. در راه بازگشت، منظره ی بسیار زیبایی به چشمم خورد که باعث شد از تاکسی پیاده بشم. کتابفروشی مورد علاقه ام به محل جدیدش نقل مکان کرده بود این مکان جدیدش بسیار شیکو بزرگتر و قبلی بود. رفتم و با فروشنده ها و دوستانی که اونجا دارم سلام و احوال پرسی کردمو یک ساعت بعد رو تماماً به صحبت و خنده گذروندیم. کتابها همان کتابهای محل قدیمی بودند ولی در قفسه های جدید، کاملآً تازه به نظر می رسیدند. طبق معمول جوگیر شدم وبا ته مانده ی پول توی کیفم، یه کتاب هم خریدم و این باعث شد که مجبور بشم بقیه ی راه رو تا خونه پیاده برم. از کتابفروشی که بیرون اومدم، مطلقاً اون آدم دپرس و ناراحت یک ساعت پیش نبودم. بطور اتوماتیک (منظورم ناخودآگاهه) لبخندی تمام پهنای صورتم رو پوشونده بود. این پیاده روی مسیر بازگشت باعث شد تمرکز داشته باشم و فکر کنم. به این که فقط همین ساعت های که می خندم، ارزش زندگی و لیاقت فکر کردن دارند و رسماً امروزم رو از ساعت 8 صبح تا همین یک ساعت پیش، به فنا دادم. همین.

Advertisements

15 پاسخ to “از ساعت 8صبح شروع شد…”

  1. سحر.ق said

    همینطور که گفتی فقط لحظات که به خنده سپری میشه ارزش فکر کردن داره،ولی چاره چیه؟آخه اگه این لحظات سخت هم نباشه،هیچوقت قدر این خنده ها رو هم نمیدونیم.

  2. مینا said

    بعضی چیزها ارزش فکر کردن نداره ولی فکر خودش میاد . کاش میشد بعضی قسمتهای مغز رو ریست کرد یا حداقل یه مواقعی انداخش دور . مثل همون روز صبح تو که از ساع 8 شروع شد .
    بیخیال کار بابا . ایریسا آدم رو دیوونه میکنه اگه بخوای بهش فکر کنی .

  3. طلوع said

    به خودت افتخار کن هم واسه اینکه افسرده نشدی و دنبال راهی واسه خروج از این موقعیت بودی هم اینکه از یه اتفاق ساده نتیجه خوبی گرفتی.تو جامعه ما عواملی که بخوان خنده رو از رو لبامون محو کنن زیادن و فقط خودمون می تونیم خودمون کمی آروم کنیم البته با حضور دوستانو نباید هیچوقت فراموش کرد.

  4. گیوه said

    نظری ندارم 😀

  5. Mehr said

    به این میگن معجزه ی کتاب. اون کارفرماتم به هیچ جات حسابش نکن بابا

  6. سلام دوست عزیزم کار بسیار خوبی کردید-منظورم خرید کتاب بود-به شخصه از خرید هیچ چیز مثل کتاب و سی دی موسیقی کلاسیک لذت نمی برم.از این به بعد هر موقع خواستید کارفرماتونو بیشتر حرص بدید در محل کارتون موسیقی کلاسیک گوش بدید.
    موفق باشید. خدانگهدار

    • من بطور اتوماتیک، همیشه سر کارم موسیقی کلاسیک گوش می دم.
      ولی به دلایلی تصمیم گرفتم کارفرما رو حرص ندم البته تا اطلاع ثانوی

  7. زندان said

    پس میفهمیم
    خنده بر هر درد بی درمان دواست

  8. درود بر شما نویسنده محترم ………….بطور اتفاقی …سر به منزل شما زدم ……..نمی دانم چرا ……….اما بهر حال آمدیم دیگر و ………
    معمولاً میگویند آدمهایی که ناصح هستند به نصایح خود اعتقاد کمی دارند (البته این صحبت نسبی است و نه مطلق)…….. من نیز چون شما پیشامدی کوچک حتی می تواند تمام روز ذهنم را درگیر نماید که این به نوعه عادت خوبی نیست و باید بپذیریم که هر ناهماهنگی و نادانی ارزش وقت و انرژی گذاشتن و اندیشیدن نیست (البته با خودم هم هستم) …….. بسیار کار نیکو و پسندیده ای انجام دادید ، هم کتاب گرفتید و هم مطالعه نمودید …. این حرکت کاملاً مثبت بود….شاد باشی جوون و از بهار عمرت لذت ببرید.

  9. راستی میخواستم در رابطه با تصویر زمینه این پست کمی توضیح دهید ……..علت و مفهوم خاصی دارد ؟؟ و یا اینکه تنها با ذائقه نویسنده محترم وبلاگ همخوانی دارد……شاد باشید و بدرود.

    • این تصویر، یک dream catcher را نشان می دهد. دریم کچرها ساخت دست سرخپوستان هستند و مایه هایی از صلح و آرامش در آن ها وجود داد. در مورد این دریم کچر، گفته می شود که برآورده شدن ِ آرزوهای دست یافتنی را به تعجیل می اندازد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: