آواژ ، اهواز

11/04/2010

روز جمعه ، بیستم فروردین ماه ، صبح ساعت هفت ، روزمون رو با دیدن انعکاس خورشید ابرگرفته در آب موّاج آغاز کردیم . صبحانه حلیم و عدس خوردیم و چقدر چسبید . با پای برهنه روی گِل ساحل راه رفتیم و اسممون رو روی اون نوشتیم و چه حس خوبی داشت حس کردن خنکای کارون از لابلای انگشتان پا ! ماهیگیرها مشغول تور اندازی در آب بودن جهت شکار ماهی شوریده ، ماهی بیا ، ماهی زبان ، ماهی صُبور ، ماهی کپور ، ماهی شیربُت و … . به دعوت یکی از ماهیگیرها ، چای رو در قایق صرف کردیم در حالی که روی رودخونه در حرکت بودیم . از زیر پل رد شدیم و گردن هامون درد گرفت بس که بالای سرمون نگاه کردیم که ببینیم زیر پل چه شکلیه . هوای ابری باعث می شد آفتاب شدید آزارمون نده . از قایق پیاده شدیم که بارون باریدن گرفت و با قطرات درشت ، از ما پذیرایی کرد . به زیر درختها پناه بردیم تا بارش بارن قطع شد . بارون چیزی نبود که بخواد ما رو فراری بده و برگردیم به محیط بسته و مدرن خونه . نشون به اون نشون که تا ساعت پنج بعدالظهر ، همون جا موندیم و ناهار رو هم همونجا خوردیم .

یک روز از صبح تا غروب رو با کارون همیشه دوست داشتنی همنشین بودیم و دوباره به یاد اوردیم که چه نعمتی در کنار داریم و اغلب از اون غافل هستیم . لازم نیست همیشه کیلومترها از محل زندگیت دور بشی تا بتونی به طبیعت برسی و لذت ببری . اشکال مختلفی از طبیعت ، در اختیار ما هست با فواصل بسیار نزدیک . برای مثال ، اگر من تصمیم بگیرم از اتاقم توی خونه خارج بشم و برم ساحل کارون ، کافیه فقط ده دقیقه راه برم . از اینکه روز جمعه رو به تجدید دیدار با کارون همیشه چشم نواز گذروندم ، احساس رضایت می کنم . طبیعت زنده ، همیشه آغوش سبز و گرمش رو به روی ما گشوده و ما رو صدا می زنه . کافیه این دعوتش رو اجابت کنیم تا بیشتر از زند گیمون لذت ببریم . روز بسیار دلپذیری بود . جای همۀ دوستان ، سبز .

1. خورشید ابرگرفتۀ صبحگاهی بر فراز پل :

خورشید ابر گرفته بر فاز پل

2. سوار بر قایق :

سوار بر قایق

3. ماهیگیرها :

ماهیگیرها

4. پارک ساحلی 1 :

پارک ساحلی1

5. پارک ساحلی 2 :

پارک ساحلی 2

6. پرندۀ دریایی در کمین ماهی . دفعۀ قبل عکسی از این پرنده گذاشتم ولی بعضی از دوستان گفتن که قادر به تشخیص چهرۀ پرنده نبودن ! این بود که دوباره عکسی گرفتم گه پرنده رو بشه راحتتر دید . پرندۀ بسیار زیباییه . نوک باریک کشیده ، سینۀ سبز رنگ برّاق ، دم خاکستری و آبی . پرهای سفید و طوسی روشن :

پرندۀ دریایی

7. نیزارهای اطراف کارون :

نیزارهای اطراف کارون

8. نوعی سمور که در پی شکار کبوترها و گنجشکهای کنار ساحل بود :

سمور

پی نوشت1 : آواژ = نام قدیم شهر اهواز

پی نوشت2 : توضیح ضروری اینکه ، نوع بارون ، «تیپی تأسی» بود ! تیپی تأسی به گویش دزفولی ، به بارونی میگن که قدرت هر قطره ش به شدت یک پس گردنی باشه !

Advertisements

15 پاسخ to “آواژ ، اهواز”

  1. فاطمه said

    کارون صدای نجوایت چه رازها با من میگوید لغزش و رقص امواجت چه مهربانانه دستهایم را میگیرد و من در کنارت از نو زندگی را معنا میکنم

  2. مريم said

    » تیپی تأسی» يعني چي؟… من خيلي اهواز رفتم… به نظرم كارون خيلي زيباست البته بعضي اوقات خيلي بوهاي بدي ازش مي ياد!!!… يه چيز ديگه: من شوريده خيلي دوست دارم … يه ماهي ديگه هم داريد فكر كنم به اسم زبيدي!! كه به نظرم خوشمزه ترين ماهي بود كه تو جنوب خوردم!

    • مرسی که گفتی . توی پی نوشت توضیح تیپی تأسی رو می نویسم .
      بوهای بدش به علت مدیریت نادرست فاضلابه .
      ماهی زبیدی رو یادم رفته بود . اون ماهی عالیه و پر از خاااار

  3. عاشق اهواز و کارون هستم…یه حس نوستالوؤیک خوبی دارم بهش…..کاش از پل سفید هم عکس میگرفتی….
    زیاد ماهی دوست ندارم….ولی یادمه بچه که بودیم…ماهی صبور و شوریده…رو دوست داشتم….صبور رو که همیشه کباب مبکردیم….و روش تمر و اوناع سبزی میریختیم…و تو اون همی گرم کبابش میکریدم….چه مزه خوبی داشت….
    همه چیز کارون خوبه الا این آلودگیش…خیلی فاظلاب توش میریزن….باید به کار کرد…
    واقعا تشکر….از اینجا حس کردم رفتم لب کارون….حسابی دلم تنگ شده بود برای ساحلش و اون پارک ساحلی…با اون نسیمی که صبح ها میاد..مرسی

    • اون عکس «سوار بر قایق» رو اگه نگاه کنی ، گوشۀ بالا سمت راست ، یه کوچولو از پل سفید مشخصه
      اون چیزهایی که میگی روی ماهی صبور میذارن ، بهشون میگن «حَشوو» .
      فاضلاب کارون بدترین کابوس این رودخونه ست . ولی جدیداً مثل اینکه دارن یه کارهایی می کنن .
      قابلی نداشت

  4. مسعود said

    یادمه یک بار صبح جمعه آمدیم جاده ساحلی کنار کارون صبحانه بخوریم پرنده پر نمی زد، فقط ما بودیم و ما…
    ضمنا بابت ذکر نوع بارون هم ممنون، من توی رختخواب بودم و فقط صداش رو شنیدم! 😉

    • خوبه که اینجوری . خلوت باشه بهتره . فقط صدای آب رو می شنوی و پرنده ها و ماهیگیرها رو . فقط خودتونید و خودتون …
      ضمناً قابلی نداشت 🙂

  5. صدیقه said

    واقعا» آدمها چقدر متفاوتن یکی مثل شما که جهنم هوای جنوب در برابرزیبایی که تعریف میکنید وحس خوبی که دارین اصلا» احساس نمیشه ولی اکثرا» فقط مینالن از گرمای هوا وهردفعه که صحبتی میشه اصلا» یادشون میره چطوری دارن زندگی میکنن وچه زیبایی هایی دوربرشون هست یا چطورمیتونن از زندگی در چنین جایی لذت ببرن!

    • همیشه در کنار شرایط بد ، زیبایی ها هم هست . برای اینکه از زندگی لذت ببریم بهتره زیبایی ها رو ببینیم .
      ممنون که بهم سر زدی

  6. مینا said

    اولا یه تعارف میزدی من هم میومدم . 😉
    دوما همیشه خوش باشی .
    سوما دیگه نمیام وبلاگت نظر بدم . وبلاگت رو تحریم کردم . چون تو هم نیستی . 😦

    • اولاً هومن شاهده که بهت گفتم بیا .
      دوماً تو هم همینطور عزیزم .
      سوماً دلت میاد تحریم کنی 😦 تو که خودت میدونی وقتی از اصفهان میان اینجا سر من خیلی شلوغه و نمی تونم تکون بخورم .

  7. مینا said

    اولا تعارف ایرانی بود از نوع دزفولی 😉
    دوما مرسی
    سوما نه نمیدونم .

  8. دنیا said

    اومدن به اهواز برام شد واجب کفایی…
    🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: