آخرین سفر امسال : باباروزبهان ؛ امامزاده ای در ارتفاع دوهزارمتری!

15/03/2010

1. شکوه سبز کوهستان :

کوهستان

2. عروسی ایل بختیاری که در دشت برپا بود . وقت ناهارشون بود . ولی خُب… ما دعوت نداشتیم :

عروسی بختیاری

3. گل های زرد ساقه بلند به مقدار متنابه و فراوون . همونهایی که من بهشون آلرژی دارم . ولی بسیار زیبا :

گلهای زرد ساقه بلند

4. اینجا بود که کوهنوردیمون شروع شد . یک کوهپیمایی پنج ساعته برای رفت :

شروع کوهپیمایی

5. تنگه های سنگی که باید از میانشون می گذشتیم . به قدری تنگ بودن که بینشون گیر می کردیم و مجبور بودیم کوله هامون رو دربیاریم که بتونیم رد بشیم  :

تنگه های سنگی

6. ابتکارات مردم منطقه برای عبور از سنگ ها و صخره ها و تنگه ها :

پل فلزی

7. قشون کِشی گلّۀ بزهای محترم به محلی که ما چادر زده بودیم . هر چیزی رو که سر راهشون بود می جویدن :

بزها

8. عبور از صخره ها باعث شد که رویۀ کفشهامون نابود بشه :

صخره ها

9. آخرین نفس های فصل زمستان و اولین جرقه های بهار :

بهار و زمستان

10. یکی از پنج آبشاری که دیدیم :

آبشار

11. زلال آبی که کمتر جایی می شه دید :

زلال آب

12. جوانه های بهاری :

جوانه ها

13. وقتی یکی از بچه ها بخواد عکس شما رو خراب کنه :

شیطنت بچه ها

14. چهرۀ زیبای کوهستان :

طبیعت زیبا

15. شبدرها و چمن های مرطوب و معطر . رطوبت و طراوت و تازگیشون رو می شد حتی از پشت کفش کوه هم حس کرد :

شبدرها

16. دشت شقایق هم دیدیم :

شقایق

17. امامزاده باباروزبهان و نماد بسیار قدیمی شیر سنگی (امامزاده بابا روزبهان در رشته کوه های زاگرس در شمال شهرستان لالی واقع شده)  :

شیرسنگی

18. اینجا سوار وانت شدیم که برگردیم . وانت توی سربالایی خاموش شد ولی پیش از اینکه ما رو بندازه ته درّه ، آقایون پیاده شدن و ماشین رو هُل دادن . در هر صورت ، پیاده شدیم و پیاده رفتیم :

وانت

19. راه شش ساعتۀ برگشت . کل مدت زمان کوهنوردی و کوهپیمایی ، کلاً مدتی که با کوله هامون روی دوشمون توی کوه راه می رفتیم ، دوازده  ساعت به طول انجامید . وقتی برگشتم خونه ، از پاهام صدایی به گوش می رسید «زُق زُق» ! :

راه بازگشت

20. مسیرهایی که از اونها عبور می کردیم . کوهستان همیشه دیدنی ، پرصلابت ، مشکل و دوست داشتنیه :

کوهستان زیبا

سفر فوق العاده ای بود ؛ فوق العاده . جای تمام دوستان ، سبز ؛ خصوصاً مینا و ندا و مارال .

گزارش کامل سفر رو از اینجا بخونید : باباروزبهان به توان 2

Advertisements

19 پاسخ to “آخرین سفر امسال : باباروزبهان ؛ امامزاده ای در ارتفاع دوهزارمتری!”

  1. فاطمه said

    سلام، مرسی که بهم سر زدی، چه سفری داشتین ها، حالا کی رفته بودین پس چرا نگفتی کدومشون خودتی؛ عیدت هم مبارک باشه هرچند تو خودت بهاری هستی

    • سلام
      پنجشنبه و جمعه اونجا بودیم . اونی که گرمکن قرمز پوشیده منم . معلوم بود ، نبود ؟
      مرسی . عید تو هم مبارک . سال خوب و پر سفر و پر کنسرتی داشته باشی

  2. مريم said

    واي…… خيلي حسوديم شد….. منم مي خوام… از وقتي اين بچه هاي گروه كوهنورديمون متاهل شدن، ديگه همه برنامه ها شده شام خوردن دور هم… اونم تو رستوران……

  3. دنیا said

    وای خدای من ، چه سفر فوق العاده ای!
    به اندازه تمومه دنیا بهتون حسودیم شد…

  4. خوش باشید…..چه طبیعتی…..واقعا لذت بردم…هم عکسها هم گزارشتون خوب بود….
    بهترین لحظان زندگی من لحظاتیست که در طبیعت هستم…..و عاشق سکوتی هستم که توی کوهستانه…..مرسی که ما رو هم مهمون سفرت کردی

    • سکوت کوهستان …. صدای زوزۀ بادی که توی تنگه ها می پیچه …. شاهینی که بر فراز کوه در آسمان اوج گرفته و چرخ می زنه …. معرکه ست . آدم می فهمه که هنوز هم برای زندگی دلیل وجود داره

  5. مسعود said

    کیمیا سفرنامه تون رو که می خوندم یاد فیلمای معناگرا افتادم… یک سری آدم و سفر دسته جمعی و کشف و شهود و…

  6. صدیقه said

    خیلی خوب بود هم عکسها هم گزارش نامه سفرتون
    همیشه خوش وسلامت باشید:)

  7. هومن said

    تو هی یواشکی و بیصدا برو یه وقت ما نیایم هااا؟

    • تو که مریض بودی . کی خوب شدی ؟!
      شوخی کردم . با تیم کوهنوردیمون رفته بودیم . برنامه حالت اردو یا مسافرت نداشت . ولی برای یه برنامۀ گلگشتی حتماً خبرت می کنم .
      راستی تو چرا دشت سوسن نیومدی که مسعود هم نیاد ؟

  8. مینا said

    کیمیا خیلی جای من خالی بود . کلی حسرت خوردم . اون موقع که تو کوهستان بودی من داشتم تو آموزشگاه دعوا میکردم .
    راستی این امامزاده بیکار بوده رفته اون بالا مرده ؟
    سری بعد اگه جنازه هم بودم میام باهاتون .

    • جای تو که حسابی خالی بود
      اتفاقاً اینقدر غر زدم که این دیگه کی بوده رفته اون بالا . همین پایین کوه می مرد . چی ازش کم می شد ؟!

  9. هومن said

    مگه من کوهنوردی بلد نیستم؟هاااا.خوبه موقع ورزش من میدوم شما از خستگی نفس نفس میزنید.

  10. راستی ؟ تو هم بودی کنسرت پری زنگنه؟؟؟منم بودم. یادمه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: