راز فال ورق : بیندیشیم

19/12/2009

اندیشیدن ؛ شاید تنها دلیلی که آدمی جهت انجامش پا به عرصۀ وجود نهاد .  «راز فال ورق» ، یک رمان فلسفی ست که خواندنش انسان را به فکر فرو می برد . داستان بصورت فلاش بک در فلاش بک روایت شده و همین موضوع بعلاوۀ جملات تعمق برانگیز و تأمل برانگیز کتاب ، دستاویزی برای نویسنده است که از این طریق ، دقت و تمرکز فکری کامل خواننده را جلب کند و او را به اندیشیدن در مورد هستی و هستی خود وادارد .

در زیر ، های لات های خودم رو از این کتاب نوشتم :

۱- اگر مغز ما چنان ساده بود که می توانستیم آن را درک کنیم ، آن وقت آنقدر احمق بودیم که قادر به درک آن نبودیم . 

۲- توجه به این موضوع که انسانها کی هستند و از کجا می آیند ، سرگرمی روح است . شکل این است که ما در این بازی تنها هستیم . تعداد ما ، یعنی کسانی که خودمان را به اینگونه سرگرمی ها مشغول کرده ایم ، آنقدر کم است که هنوز نتوانسته ایم حتی اتحادیه ای تشکیل دهیم .

۳- اگر زندگی کردن در این جزیره چیزی به من یاد داده باشد ، این است که فردای دیگری هم در کار است .

۴- اگر دو نفر در مورد موضوعی هیچ ندانند ، آن یکی که فکر می کند چیزی نمی داند ، نادانتر است .

۵- این پنجاه و دو شخصیت ورق با هم فرق می کردند ولی همگی آنها در یک چیز مشترک بودند ؛ هیچکدامشان چیزی نمی پرسیدند که کی هستند و از کجا آمده اند . آنها فقط در این باغ سرسبز درست مثل حیوانات بدون هیچ نگرانی ای زندگی می کردند … تا اینکه سر و کلۀ یک ژوکر پیدا شد .

۶- اگر انسانها این قدر وقتشان را صرف نکرده بودند تا به این دنیا عادت کنند ، هرگز آن را باور نمی کردند . این موضوع را به سادگی می شود در بچه ها دید . آنها از هر چیزی در اطرفشان میبینند ، چنان متعجب می شوند انگار به چشمانشان اطمینان ندارند . به همین دلیل است که مرتب به اطراف اشاره می کنند و چشمشان به هر چیز دیگری که می افتد ، درباره اش سؤال می کنند . اما این موضوع در مورد بزرگتر ها فرق دارد . ما پدیده های اطرافمان را آنقدر دیده ایم که کم کم تمامی واقعیت ها را چیزی طبیعی می دانیم .

۷- این دنیا بقدری عجیب است که بسادگی نمی توان فهمید باید خندید یا گریه کرد .

۸- خیلی غم انگیز است که ما آدم ها طوری ساخته شده ایم که به چیزی حیرت انگیز مثل زندگی عادت می کنیم . ناگهان زندگی را چیزی عادی می پنداریم و بعد حتی تا قبل از ترک این دنیا ، دیگر به این موضوع فکر نمی کنیم .

 

کتاب رو بستم و این نتیجه رو گرفتم : «اگر ژوکر کسی ست که نسبت به هیچ چیزی در دنیای اطرافش بی تفاوت نیست ، من دوست دارم یک ژوکر باشم

 

پی نوشت۱ : راز فال ورق ، یوستین گوردر ، ترجمۀ مهرداد بازیاری ، نشر هرمس

پی نوشت۲ : این تنها کتابی بود که به درس خوندن ترجیحش دادم !

Advertisements

3 پاسخ to “راز فال ورق : بیندیشیم”

  1. مینا said

    اولا که باز چرا برگشتی به قالب قبلی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوما فکر کنم ترجمه مال تو از مال من بهتره . سوما من هم چند تا دفتر دارم که به قول تو های لایتهای کتابهاییه که خوندم . چهارما اگه از این خوشت اومد دنیای سوفی رو هم بخون . عالیه .اولاً اگه بدونی به خاطر این بازگشت ، چه حس خوبی بهم دست داد . دوماً I do not knowسوماً یه بار بیار با هم بخونیمش (البته اگه دوست داشتی… و از این حرفا)چهارماً 100%

  2. امین said

    سلامدر مورد پست قبلیت :من مدتهاست که وبت سرمیزنم،حس میکنم مث چند ماه پیش من شدی؟!!!!؟؟بالاخره پس ازنبرد با دشمن درون بلاگفا رو ول کردم رفتم سمت بلاگراگه خواستی واست یه قالب پیدا میکنم،ولی قبلش باید تموم آرشیوتو بخونم تا حالیم بشه چی تو سرته و چی میخوای؟درمورد این پست :اگه قراره که همه ما نسخۀ کپی شده و دیکته شده دیگرون رو تا ابد ادامه بدیم،گردش زمین به درد چی میخوره؟ اگه این طوریه منم دوست دارم جوکر باشم!!!به قول پژمان بختیاری:گر نشان زندگی جنبندگیستخار در صحرا سراپا زندگیستهم جعل (نوعی سوسک بیابانی)زنده است هم پروانه لیکفرقها از زندگی تا زندگیستپرسش روز جزا بی حاصل استچون حساب زندگی با زندگیستما ز جام زندگی خون می خوریمراستی این مرگ است ؟ یا زندگیگرچه بدنام است بویحیی ،ولیآن چه جان می گیرد از ما زندگیست…اگه عمیق تر بهشون فکر کنی ، می بینی که اینها مواردی هستن که خیلی ها خیلی وقت ها بهشون فکر می کنن . این کتابها ، می تونن فکر های بسته رو باز کنن و چراغ ِ راهی نشون بدن . توی این داستان ، ژوکر تنها کسیه که فکر می کنه ! همه باید بخوان که ژوکر باشن .

  3. از نوشته ها خیلی خوشم اومد، معانی غنی از زندگی رو دربر داشتند. در مورد ژوکر بودن باهات موافقم ، بارها چنین احساسی رو تجربه کردم چه از سوی خودم چه دیگری،گاهی حتی حضور یه شیء ،میتونه باعث بشه بی تفاوتی که نسبت به زندگی داریم ، رو متوجه شده جبران کنیم ،کشف کنیم،لذت ببریم، بارها پیش میاد که تو زندگی به چنین کاتالیزوری نیازداریم، وچقدرخوبه که تمرین کنیم که خودمون مداوم چنین احساسی رو در خودمون ایجادکنیم ، این باعث میشه همیشه ، انگیزه ای برای درک بهتر داشته باشیم. که البته گاهی گرون تموم میشه ، اما همیشه ارزشش رو داره…باهات موافقم . همیشه ارزشش رو داره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: